X
تبلیغات
مقالات - آسيب شناسي سيستم ايمني

مقالات / پایان نامه ISI / دکتری دانشگاه آزاد / کارشناسی ارشد سازمان سنجش / تحصیل در خارج

دانشگاه ازاد www.azmoon.com دکتری کنکور دانشگاه آزاد کارشناسی ارشد www.azmoon.net اعلام نتایج دکتری
مشاوره دکتری | مشاوره پایان نامه | مشاوره مقالات isi مشاوره رزومه اساتید ارتقا رتبه مشاوره پروپوزال

 تلفن سفارش تبلیغات در سایت : 09374516431

آزمون دکتری آزاد آزمون دکتری دانشگاه آزاد نتایج دکتری منابع دکتری آزمون دکتری 92 ثبت نام دکتری آزمون دکتری آزاد آزمون دکتری 93 اخبار دکتری کارشناسی ارشد آزاد 92

مقالات مهندسی پزشکی (تفکیک نشده ها)آسيب شناسي سيستم ايمني

ماهنامه تخصصي مهندسي پزشکي - شماره 78 ، سال 7 ، مهر/1386

نویسنده: مهندس سرور بهبهاني-
پست الکترونیکی:

 آسيب شناسي سيستم ايمني

براي آشنايي با موضوع زنگ تحقيق سراغ دکتر صراف نژاد رفتيم. دكتر عبدالفتاح صراف نژاد متولد 1332 است. تحصيلات دانشگاهي را به طور كامل در دانشگاه تهران گذرانده و در سال 1368 در رشته ايمونولوژي از اين دانشگاه فارغ‌التحصيل شده و از آن سال تا كنون به عنوان هيأت علمي در دانشكده بهداشت دانشگاه تهران مشغول به فعاليت هستند. علاوه بر اين مدت 3 سال به عنوان پژوهشگر در انستيتو رازي و در زمينه توليد واكسن‌هاي ديفتري و كزاز تحقيقات مختلفي را انجام داده است. حاصل 18 سال تلاش و پژوهش ايشان چاپ بيش از 50 مقاله در مجلات و كنفرانس‌هاي داخلي و خارجي است.


 لطفاً در ابتدا مختصري راجع‌ به سيستم ايمني توضيح دهيد؟
همانطور كه از نام سيستم ايمني مشخص است، وظيفه اين سيستم محافظت از بدن در برابر عوامل مختلف است. براي اينكه وظيفه سيستم ايمني در بدن را بررسي كنيم بهتر است، ابتدا عوامل حمله‌ور به بدن شناسايي شوند. عواملي كه بدن انسان را تهديد مي‌كنند، شامل موارد زير هستند:
عوامل عفوني (ويروس، باكتري، قارچ، انگل، تك ياخته و ....) و عوامل عفوني مستقر در بدن كه در شرايطي خاص فعاليت خود را آغاز مي‌كنند و به بدن حمله مي‌كنند و بيماري‌ها و سلول‌هاي سرطاني كه سيستم ايمني بايد از لانه گزيني اين سلول‌ها جلوگيري كند. از ديگر وظايف سيستم ايمني هموستازي و ايجاد تعادل مولكولي در بدن است و هر گونه افزايش يا كاهش مواد مختلف در بدن باعث تحريك سيستم ايمني خواهد شد.
سيستم ايمني از طريق برخورد با دو سيستم مهم در بدن مي‌تواند اثرات كنترلي را اعمال كند. اولين سيستم، سيستم عصبي است و دومين سيستم، غدد درون ريز endocrine)) است پس هرگونه برخورد ناشي از اين دو سيستم و يا حتي اختلال بين سيستم ايمني و يكي از اين دو سيستم عوارض خاصي را در بدن ايجاد مي‌كند.


بيماري‌هاي سيستم ايمني چگونه ايجاد مي‌شوند و روش‌هاي تشخيص اين بيماري‌ها به چه صورت است؟
سيستم ايمني به عنوان يك ارگان يا سيستم ممكن است، دچار بيماري شود، كه خود اين مسئله پيامدهاي خاصي را خواهد داشت. اين بيماري‌ها شامل بيماري‌هاي نقص سيستم ايمني و كم كاري اين سيستم و يا فعاليت نابجاي سيستم ايمني است، كه در اين صورت سيستم ايمني به يك ارگان يا عضو از بدن حمله‌ور مي‌شود و بيماري‌هاي خود ايمني را ايجاد مي‌كند.
تمام فعاليت‌هاي سيستم ايمني در ويژگي سيستم ايمني براي هر عامل مهاجم يا هر آنتي‌ژن‌، اعم از سرطان، ارگان‌هاي بدن يا عوامل عفوني خلاصه مي‌شود، چرا كه سيستم ايمني براي هر مولكول و جزء فعاليت خاصي دارد و در برابر هر يك از اين عوامل فعاليت خاصي را انجام مي‌دهد.
در مورد سيستم ايمني دو جنبه مختلف وجود دارد: 1. تحقيقات 2. تشخيص، كه در آزمايشگاه‌هاي تشخيص طبي، تشخيص عفونت، بيماري، اختلالات بدن مورد بررسي قرار مي‌گيرند و كاربردهاي بسيار وسيعي در تشخيص بسياري از بيماري‌ها پيدا كرده و از تست‌هاي ايمونولوژي به وفور استفاده مي‌شود.
پايه و اساس تست‌هاي تشخيص طبي توليد آنتي‌بادي توسط سيستم ايمني است و با توجه به اينكه آنتي‌بادي‌هاي توليد شده توسط سيستم ايمني، مختص آنتي‌ژن‌هاي ويژه‌اي است، از روش‌هاي مختلفي براي شناسايي اين واكنش‌ها استفاده مي‌شود.از جمله در تشخيص بيماري‌هاي عفوني از اين آزمايش‌ها استفاده مي‌شود، چرا كه وجود آنتي‌بادي نشان دهنده درگير شدن سيستم ايمني با عامل عفوني و ورود آن به بدن است. علاوه بر اين در اندازه‌گيري ميزان پروتئين‌ها و هورمون‌ها نيز از اين تست‌ها استفاده مي‌شود، به طوري كه آنتي‌بادي ضد هورمون را در آزمايشگاه توليد كرده و هورمون موردنظر و ميزان آن در بدن بررسي مي‌شود.
كاربرد ديگر روش‌ها و تست‌هاي ايمونولوژي در تشخيص بيماري‌هاي خود ايمني مانند لوپوس، آرتيدروماتوئيد و .... است.
روش اصلي در تشخيص آزمايشگاهي جستجوي آنتي‌بادي‌ها است و به طور كلي براي تشخيص آنتي‌بادي‌ها روش‌هاي متنوعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. از جمله اين روش‌ها روش‌هاي labeling را مي‌توان نام برد، كه خود شامل روش‌هايRadioimmunoassay ،ELISA، immunofluoresence، fluorometry، chemoluminescence است، كه از همه اين روش‌ها جهت تشخيص بيماري‌هاي عفوني، ميزان هورمون‌ها و بيماري‌هاي خود ايمني استفاده مي‌شود.
يكي از روش‌هاي جديدي كه بر پايه واكنش آنتي‌ژن‌ و آنتي‌بادي استفاده مي‌شود، روش electroimmunoassy است، كه با سرعت بسيار بالايي، واكنش‌هاي آنتي‌بادي و آنتي‌ژن را اندازه‌گيري مي‌كند.
علاوه بر روش‌هاي مذكور سيستم فلوساتيو متري يكي از روش‌هاي بسيار قدرتمند براي مطالعه روي سلول‌هاي مختلف است. از جمله مزاياي اين روش مطالعه سلول‌ها به صورت تك تك است و علاوه بر اين تعداد زيادي سلول را مي‌توان در مدت زمان بسيار كوتاهي مورد مطالعه قرار داد و مهم‌تر از همه از هر سلول مي‌توان چندين اطلاعات را كه هر كدام به صورت جداگانه بسيار ارزشمند هستند، بدست آورد. به عنوان مثال سايز سلول، تراكم و گرانوليتي سلول و مولكول‌هاي موجود در سطح يا درون سلول را مي‌توان با استفاده از روش‌هاي رنگ‌آميزي سلولي بدست آورد. اين روش به خوبي جايگزين روش‌هاي سنتي ميكروسكوپي شده است و برخلاف روش‌هاي ميكروسكوپي كه كاملاً وابسته به مهارت و اطلاعات فرد است، اين روش مستقل از اين مهارت‌ها و اطلاعات مي‌تواند نتايج بسيار دقيقي را فراهم كند.


درمورد هر يك از روش‌هاي نام برده شده توضيح مختصري ارائه كنيد؟
در روش Radioimmunoussay كه در واقع پرتو ايمني سنجي است، از مواد راديواكتيو (radiolabeled) استفاده مي‌شود. اين روش بسيار حساس و دقيق است و براساس رقابت بين مواد پرتو افشان و مواد غير نشان‌دار در يك واكنش (پادگن - پادتن) اطلاعات مورد نظر را استخراج مي‌كند، در روش ELISA از آنزيم ها جهت تشخيص واكنش آنتي‌ژن‌ - آنتي‌بادي استفاده مي‌شود، اين روش نيز حساسيت بسيار بالايي دارد و در بسياري از موارد جايگزينRadioimmunoassay  مي‌شود چرا كه خطر استفاده از موراد راديواكتيو را به دنبال ندارد. اما از نظر سرعت آزمايش، روش
 electro immunoassay بسيار مواد توجه قرار گرفته است. در اغلب واكنش‌هاي تشخيصي ايمونولوژيك پس از اينكه واكنش بين آنتي‌بادي و آنتي‌ژن‌ صورت گرفت، براي تشخيص از يك مرحله ثانويه استفاده مي‌شود. به عنوان مثال در ELISA انجام شدن واكنش با توجه به حضور و فعاليت آنزيم شناسايي مي‌شود، بنابراين آزمايش زمان زيادي را مي‌طلبد، اما در روش
 electro immunoassay برخلاف ساير روش‌ها به محض اينكه واكنش بين آنتي‌بادي و آنتي‌ژن‌ انجام مي‌شود، نتايج قابل خواندن خواهد بود، زيرا كه واكنش در سطوح مواد هادي يا الكترودها انجام مي‌شود و از آنجا كه عبور برق و جريان الكتريسيته سرعت بالايي دارد، به محض اينكه واكنش آنتي‌ژن‌ - آنتي‌بادي در سطح الكترود رخ دهد، جريان الكتريسيته دچار تغيير شده پس با همين سرعت و زمان كوتاه نتايج قابل تشخيص است و حتي با استفاده از الكترودهاي ميكرومتري بسيار كوچك مي‌توان بيش از 100 نوع واكنش را در عرض چند ثانيه در سطحي بسيار كوچك انجام داد و نتايج را بررسي كرد.

در پايان توضيحي در مورد رشته ايمونولوژي براي خوانندگان ما بفرمائيد؟
هر 2 سال يك بار بين 12-8 دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد و 6-4 دانشجو در مقطع دكتري در اين رشته در دانشگاه تهران پذيرفته مي‌شوند.علاوه بر دانشجويان رشته ايمولوژي، بحث ايمونولوژي براي دانشجويان ساير رشته‌هاي پزشكي شامل قارچ شناسي - انگل شناسي - ميكروب و ويروس شناسي - رزيدنت‌هاي عفوني و اپيدمولوژي نيز آموزش داده مي‌شود.
با تشكر از فرصتي كه در اختيار ماهنامه مهندسي پزشكي قرار داديد.


بدن ما پيوسته در معرض باکتري ها، ويروس ها، قارچ ها و انگل ها است. تمام اين عوامل حتي در حالت طبيعي نيز وجود دارند و به درجات مختلف در پوست، دهان، راه هاي تنفسي، غشاهاي پوشاننده چشم ها و حتي دستگاه ادراري نيز ديده مي شوند. بسياري از اين عوامل قادر هستند در صورت تهاجم به بافت هاي عمقي تر باعث ايجاد عفونت جدي شوند. بدن ما علاوه بر تماس با عواملي که به طور طبيعي وجود دارند، به وفور در معرض ساير باکتري ها و ويروس هاي به شدت مسري قرار دارد و اين عوامل مي توانند سبب بيماري هاي مهلک مثل پنومني، عفونت اسپرپتوکوکي و حصبه شوند.
بدن ما دستگاه خاصي براي مقابله با عوامل عفوني و سمي دارد. اين دستگاه از لکوسيت ها (گلبول هاي سفيد خون) و سلول هاي بافتي مشتق از لکوسيت ها تشکيل شده است. همکاري اين سلول ها از دو طريق مانع از بروز بيماري مي شود :
1) تخريب عوامل مهاجم به وسيله فاگوسيتوز
2) تشکيل آنتي بادي و لنفوسيت هاي حساس
که يک يا هردو آنها ممکن است، مهاجم را از بين ببرند يا غير فعال سازند.
لکوسيت ها (گلبول هاي سفيد خون)
لکوسيت ها واحدهاي متحرک دستگاه حفاظتي بدن هستند. بخشي از آنها (گرانولوسيت ها و منوسيت ها و تعداد کمي از لنفوسيت ها) در مغز استخوان ايجاد مي شوند و بخشي ديگر (لنفوسيت ها و پلاسماسل ها) در بافت هاي لنفاوي ساخته مي شوند. گلبول هاي سفيد پس از ساخته شدن از طريق خون به قسمت هاي مختلف بدن مي روند، تا مورد استفاده قرار گيرند. ارزش واقعي گلبول هاي سفيد در اين است، که اکثر آنها اختصاصا به نواحي مبتلا به عفونت و التهاب جدي حمل مي شوند و بدين وسيله براي دفاع سريع و مؤثر در برابر هر عامل عفوني موجود به کار مي روند.

ويژگي هاي کلي لکوسيت ها
در حالت طبيعي 6 نوع گلبول سفيد در خون وجود دارد که عبارتند از : نوتروفيل هاي چند هسته اي، ائوزينوفيل هاي چند هسته اي، بازوفيل هاي چند هسته اي، لنفوسيت ها و گاهي هم پلاسماسل ها. به علاوه تعداد زيادي پلاکت نيز وجود دارند، که از تکه تکه شدن مگاکاريوسيت ها به وجود مي آيند.سه نوع اول يعني سلول هاي چندهسته اي داراي نماي دانه دار هستند و به همين دليل به آنها گرانولوسيت مي گويند. ضمنا به علت هسته هاي متعدد در کلينيک به آنها "پلي" مي گويند.
گرانولوسيت ها و منوسيت ها عمدتا با بلعيدن (يا فاگوسيتوز) ارگانيسم هاي مهاجم ازبدن در برابر آنها دفاع مي کنند. لنفوسيت ها و پلاسماسل ها عمدتا در ارتباط با دستگاه ايمني عمل مي کنند. بالاخره وظيفه عمده پلاکت ها فعال کردن مکانيسم لخته شدن خون است.


خصوصيات دفاعي نوتروفيل ها و ماکروفاژها
حمله به باکتري ها، ويروس ها و ساير عوامل آسيب رسان مهاجم و تخريب آنها عمدتا به وسيله نوتروفيل ها و ماکروفاژها انجام مي شود. نوتروفيل ها سلول هايي بالغ هستند، که حتي در گردش خون مي توانند به باکتري ها و ويروس ها حمله کنند و آنها را از بين ببرند. از سوي ديگر شروع زندگي ماکروفاژها به صورت منوسيت هاي خون است، که تا زماني که در خون وجود دارند، نابالغ هستند و توان ناچيزي در مبارزه با عوامل عفوني دارند. اما به محض ورود به بافت ها شروع به بزرگ شدن مي‌کنند و گاهي قطر آنها تا 5 برابر يعني تا 80 ميکرون افزايش مي‌يابد، به طوري که در اين موارد با چشم غيرمسلح به سختي مي‌توان آنها را ديد. ضمنا تعداد بسيار زيادي ليزوزوم در سيتوپلاسم آنها ايجاد مي شود، که نماي کيسه اي پر از دانه را به آنها مي‌دهد. اين سلول ها ماکروفاژ نام دارند و تواني فوق العاده براي مبارزه با عوامل بيماري زا دارند.
گلبول هاي سفيد به روش دياپدز وارد فضاهاي بافتي مي شوند. نوتروفيل ها و منوسيت ها مي‌توانند با فشرده شدن از منافذ عروق خوني بگذرند. به عبارت ديگر گر چه اندازه سلول بسيار بزرگتر از منفذها است، ولي در هر زمان قسمت کوچکي از آن موقتا به اندازه منفذ باريک مي‌شود و از منفذ به بيرون مي لغزد.
گلبول‌هاي سفيد با حرکت آميبي در فضاهاي بافتي حرکت مي‌کنند. نوتروفيل‌ها و هم ماکروفاژها با حرکت آميبي حرکت مي‌کنند. برخي از سلول ها مي توانند با سرعتي به اندازه 40 ميکرون در دقيقه يعني چند برابر طول سلول در دقيقه، حرکت کنند.


فاگوسيتوز
مهمترين وظيفه نوتروفيل ها و ماکروفاژها فاگوسيتوز است، يعني بلعيدن عامل مهاجم به وسيله سلول فاگوسيتوز تنها بايد خاص ماده مورد نظر باشد، در غير اين صورت برخي از سلول ها و ساختمان هاي طبيعي بدن نيز بلعيده خواهند شد. انجام يا عدم انجام فاگوسيتوز بيشتر به سه عمل انتخابي بستگي دارد:
1. بيشتر ساختمان هاي طبيعي بافت ها داراي سطوح صاف هستند، که در برابر فاگوسيتوز مقاومت مي کنند، اما اگر سطح آنها خشن باشد، احتمال فاگوسيتوز افزايش مي يابد.
2. اکثر مواد طبيعي بدن داراي پوشش محافظ پروتئيني هستند، که فاگوسيتوز را دفع مي کند، اما بافت هاي مرده و اکثر ذرات خارجي غالبا فاقد پوشش محافظ هستند و در نتيجه در معرض فاگوسيتوز هستند.
3. بدن وسيله اي خاص براي شناخت مواد معين خارجي دارد. اين کار وظيفه دستگاه ايمني است. دستگاه ايمني در برابر عوامل عفوني نظير باکتري ها، آنتي بادي مي سازد. سپس آنتي بادي ها به غشاي باکتري ها مي‌چسبند و آنها را بسيار مستعد فاگوسيتوز مي‌كنند.


التهاب
هنگامي که بافت بر اثر باکتري ها، ضربه، مواد شيميايي، گرما يا هر پديده ديگر آسيب مي‌بيند، مواد متعددي از آن آزاد مي‌شوند، که باعث تغييرات ثانويه شديد در بافت مي‌شوند. به مجموعه کل اين تغييرات بافتي ‌  « التهاب » گفته مي‌شود.

مشخصات التهاب عبارتند از :
1) اتساع عروق خوني موضعي و در نتيجه افزايش جريان خون موضعي
2) افزايش نفوذ پذيري مويرگ ها به همراه نشت مقدار زيادي مايع به درون فضاهاي ميان بافتي
3) لخته شدن مايع در فضاهاي ميان بافتي به علت نشت مقادير بيش از حد فيبرينوژن و ساير پروتئين ها از مويرگ‌ها
4) مهاجرت تعداد زيادي گرانولوسيت و منوسيت به درون بافت
5) تورم سلول هاي بافت

فرآورده‌هاي متعدد بافتي باعث اين واکنش ها مي شوند، از جمله هيستامين، برادي کينين، سروتونين، پروستا گلاندين ها، فرآورده هاي مختلف واکنشي دستگاه کمپلمان، فرآورده‌هاي واکنشي دستگاه انعقاد خون و چندين ماده هورموني به نام لنفوکين‌ها که از سلول هاي حساس شده T آزاد مي شوند. چند مورد از موارد فوق دستگاه ماکروفاژي را به شدت فعال مي‌کنند و دستگاه ماکروفاژي ظرف چند ساعت شروع به بلعيدن بافت هاي تخريب شده مي‌کند. گاهي ماکروفاژها به سلول هايي از بافت که هنوز زنده هستند بيشتر آسيب مي‌زنند.


اثر محصور سازي التهاب
يکي از نخستين نتايج التهاب « محصور سازي » ناحيه آسيب ديده از بافت هاي مجاور است. فضاهاي بافتي و لنفاتيک ناحيه ملتهب توسط لخته هاي فيبرينوژن مسدود مي شود، به طوري که مايع به سختي در فضاها جريان مي يابد، اين فرآيند محصورسازي گسترش باکتري ها و فرآورده هاي سمي را به تاخير مي اندازد.
معمولا شدت فرآيند التهابي با ميزان آسيب بافت متناسب است. مثلا استافيلوکوک هايي که به بافت ها تهاجم مي کنند، سموم فوق العاده مهلک براي سلول ها ترشح مي کنند، درنتيجه التهاب به سرعت پديد مي آيد، يعني بسيار سريع تر از تکثير و گسترش خود استافيلوکوک. بنابراين عفونت موضعي استافيلوکوکي مشخصا به سرعت محصور مي شود و از گسترش آن در بدن جلوگيري مي‌شود. از طرف ديگر استرپتوکوک‌ها باعث تخريب شديد و موضعي بافت ها نمي‌شوند. بنابراين در حالي که استرپتوکوک‌ها در حال تکثير ومهاجرت هستند، فرآيند محصورسازي به کندي صورت مي گيرد. در نتيجه استرپتوکوک ها غالبا تمايل بسيار بيشتري به گسترش در بدن و ايجاد مرگ دارند تا استافيلوکوک ها، اگرچه استافيلوکوک ها بافت ها را بسيار بيشتر تخريب مي‌کنند.


تشکيل چرک
هنگامي که نوتروفيل ها و ماکروفاژها تعداد زيادي از باکتري‌ها را به همراه بافت نکروزه محاصره مي کنند، تقريبا تمام نوتروفيل ها و بسياري از ماکروفاژها نهايتا مي ميرند. غالبا پس از چند روز حفره اي در بافت هاي ملتهب پديد مي‌آيد که حاوي مقادير مختلفي از بافت نکروزه، نوتروفيل هاي مرده، ماکروفاژهاي مرده و مايع بافتي است. معمولا به اين ترکيب چرک گفته مي‌شود. پس از فروکش کردن عفونت، سلول هاي مرده و بافت نکروزه درون چرک به تدريج ظرف روزهاي بعد اتوليزه مي شوند و معمولا بقاياي آنها جذب بافت‌هاي مجاور مي شود، تا اينکه بيشتر آثار آسيب بافتي از ميان برود.

لکوپني
گاهي يک حالت باليني به نام لکوپني يا آگرانولوسيتوز پديد مي‌آيد، که در اين حالت  توليد گلبول‌هاي سفيد در مغز استخوان کاهش مي‌يابد، يا متوقف مي‌شود، در نتيجه بدن در برابر باکتري ها و ساير عواملي که ممکن است، به بافت ها حمله ور شوند، بدون محافظ مي ماند.
بدن انسان در حالت طبيعي با بسياري از باکتري ها همزيستي دارد، زيرا تمام غشاي مخاطي بدن دائما در معرض تعداد زيادي باکتري هستند. دهان تقريبا هميشه حاوي باکتري‌هاي مختلف اسپيروکتي، پنوموکوکي و استرپتوکوکي است و همين باکتري ها در مقادير کمتر در کل راه‌هاي تنفسي وجود دا‌رند، دستگاه گوارش به خصوص مملو از باسيل هاي کولون است. ضمنا در چشم، آبراه و واژن نيز هميشه باکتري يافت مي شود. هرگونه کاهش در تعداد گلبول هاي سفيد باعث مي شود باکتري هايي که از پيش در بدن بوده‌اند فورا فرصت حمله به بافت ها را بيابند. ظرف 2 روز پس از توقف گلبول هاي سفيد در مغز استخوان، ممکن است زخم هايي در دهان ظاهر شود يا فرد دچار شکلي از عفونت شديد تنفسي شود. آنگاه باکتري ها به سرعت از طريق زخم ها به بافت هاي مجاور و خون حمله ور مي شوند. اگر بيمار درمان نشود، غالبا ظرف کمتر از 1 هفته از شروع لکوپني حاد، خواهد مرد.


لوسمي
جهش سرطاني يک سلول ميلوژن يا لنفوژن باعث توليد بدون کنترل گلبول هاي سفيد خون مي شود. بدين ترتيب لوسمي پديد مي آيد، که معمولا با افزايش تعداد گلبول هاي سفيد غيرطبيعي در خون محيطي مشخص مي شود.
گاهي در روند سرطاني لوسمي ميلوژني سلول هايي نسبتا تمايز يافته ايجاد مي شود و لذا ممکن است، به اين سرطان ها لوسمي نوتروفيلي، لوسمي ائوزينوفيلي، لوسمي بازوفيلي يا لوسمي منوسيتي گفته مي‌شوند. اما غالبا سلول هاي لوسمي به شکل غيرعادي هستند و تمايز نايافته‌اند، به طوري که شبيه هيچ يک از گلبول هاي سفيد طبيعي نيستند. معمولا هرچه تمايز سلول ها کمتر باشد، لوسمي حادتر است وغالبا در صورت عدم درمان ظرف چند ماه منجر به مرگ مي شود. اما در برخي موارد که سلول ها تمايز يافته تر هستند، روند سرطان مي تواند کاملا مزمن باشد، به طوري که گاهي در طول 10 تا 20 سال و به کندي ايجاد مي شود. معمولا سلول هاي لوسميک به ويژه سلول هايي که بسيار تمايز نايافته اند، قادر به انجام وظايف حفاظتي معمول گلبول‌هاي سفيد در مقابل عفونت نيستند.


اثرات لوسمي بر بدن
نخستين اثر لوسمي رشد متاستازي سلول هاي لوسميک در نواحي نامعمول بدن است. سلول هاي لوسميک مغز استخوان ممکن است، به حدي سريع تکثير يابند، که به استخوان مجاور حمله ور شوند و باعث درد و نهايتا شکنندگي استخوان شوند. تقريبا تمام لوسمي ها چه از مغز استخوان نشأت بگيرند و چه از گره‌هاي لنفاوي، نهايتا به طحال، گره هاي لنفاوي، کبد و ساير نواحي پرعروق منتشر مي شوند. سلول هاي سرطاني که رشدي سريع دارند، در هريک از اين نواحي به بافت هاي اطراف حمله مي‌کنند و با مصرف کردن عناصر متابوليک اين بافت‌ها، نهايتا باعث تخريب آنها مي شوند.
اثرات مشترک لوسمي ها عبارتند از عفونت ها، کم خوني شديد و تمايل به خونريزي (بر اثر ترومبوسيتوپني يا کمبود پلاکت). علت اصلي اين تاثيرات جايگزين شدن سلول‌هاي غيرفعال لوسميک به جاي سلول هاي لنفوييد و مغز طبيعي استخوان است.
بالاخره شايد مهمترين اثر لوسمي بربدن مصرف بي رويه سلول هاي در حال رشد سرطاني باشد. بافت هاي لوسميک چنان سريع سلول هاي تازه مي‌سازند، که نياز به مايعات و مواد غذايي بدن و به ويژه اسيدهاي آمينه و ويتامين ها فوق العاده زياد مي‌شود. در نتيجه انرژي بيمار تا حدود زيادي دچار افت مي شود و مصرف بي رويه اسيدهاي آمينه باعث زوال سريع بافت هاي طبيعي پروتئين در بدن مي شود. لذا همزمان با رشد بافت هاي لوسميک، ساير بافت ها ناتوان مي شوند. در صورتي که بي غذايي متابوليک به اندازه کافي طول بکشد، خود به تنهايي مي تواند سبب مرگ شود.


 مقاومت بدن در برابر عفونت (ايمني و آلرژي)
ايمني ذاتي

 بدن انسان قادر است، در برابر تقريبا تمام انواع ارگانيسم ها يا سمومي که قصد آسيب به بافت ها و اعضاء را دارند، مقاومت کند. به اين ظرفيت ايمني مي گويند. بخش بزرگي از ايمني را ايمني اکتسابي تشکيل مي دهد، که غالبا تا چند هفته يا چند ماه پس از حمله نخست يک بيماري باکتريال يا يک سم به بدن ايجاد نمي شود. بخش ديگري از ايمني حاصل فرآيندهاي عمومي است نه فرآيندهايي که در جهت مقابله با ارگانيسم هاي خاص بيماري زا عمل مي کنند. به اين بخش، ايمني ذاتي مي گويند. ايمني ذاتي شامل اين موارد است:
1) فاگوسيتوز باکتري ها و ساير مهاجمين به وسيله گلبول هاي سفيد و سلول هاي دستگاه ماکروفاژ بافتي
2) تخريب ارگانيسم هاي وارد شده به معده به وسيله ترشحات اسيدي معده و آنزيم هاي گوارشي
3) مقاومت پوست در برابر حمله ارگانيسم ها
4) وجود ترکيبات خاص شيميايي در خون که به ارگانيسم ها يا سموم خارجي متصل مي شوند و آنها را از بين مي برند. برخي از اين ترکيبات عبارتند از :

ليزوزوم که يک پلي ساکاريد از بين برنده موکوس است و با حمله به باکتري ها باعث تحليل آنها مي شود.
پلي پپتيدهاي بازي که با انواع خاصي از باکتري هاي گرم مثبت واکنش مي دهند و آنها را غيرفعال مي کنند.
کمپلکس کمپلمان که دستگاهي متشکل از حدود 20 پروتئين است و از راه هاي مختلف فعال مي شود، تا باکتري ها را از بين ببرد.
لنفوسيت هاي ذاتا قاتل که قادر به شناسايي و از ميان بردن سلول هاي بيگانه، سلول هاي توموري و حتي برخي سلول هاي عفوني هستند.

ايمني ذاتي، بدن انسان را در برابر بيماري هايي مثل برخي عفونت هاي ويروسي فلج کننده حيوانات، وباي خوکي، طاعون گاوي و هاري مقاوم مي سازد (هاري يک بيماري ويروسي است که درصد زيادي از از سگ هايي که بدان مبتلا مي شوند مي ميرند). از سوي ديگر بسياري از حيوانات پست تر در برابر بسياري از بيماري هاي انساني مثل فلج اطفال، اوريون، وباي انساني و سيفيليس که براي آدميان آسيب رسان يا حتي مرگبار هستند، مقاوم يا حتي ايمن هستند.


ايمني اکتساب
بدن انسان علاوه بر ايمني ذاتي قادر است، ايمني خاص و بسيار قدرتمندي در برابر عوامل مختلف مهاجم مثل باکتري هاي مرگبار، ويروس ها و سموم کسب كند، که به آن ايمني اکتسابي مي‌گويند. آنچه باعث ايمني اکتسابي مي‌شود يک دستگاه خاص ايمني است، که آنتي بادي و لنفوسيت فعال مي سازد. اين آنتي بادي‌ها و لنفوسيت‌ها به ارگانيسم ها يا سموم خاص حمله مي‌کنند و آنها را از بين مي برند. ايمني اکتسابي غالبا مي تواند به خوبي از انسان محافظت كند. مثلا ايمني اکتسابي مي‌تواند بدن را در برابر سموم خاص مثل سم فلج کننده بوتولينوم يا سم تتاني دهنده کزاز محافظت كند، به طوري که تا حدود 100000 برابر دوز مرگبار اين سم در حالت بدون ايمني را تحمل کند. به همين دليل است که فرآيند واکسيناسيون در محافظت از بدن در برابر بيماري ها و سموم از چنين اهميتي برخوردار است.


انواع اصلي ايمني اکتسابي
دو نوع ايمني اکتسابي در بدن ايجاد مي شود که ارتباط نزديکي با هم دارند. در يکي از آنها بدن آنتي بادي هاي در گردش مي سازد. آنتي بادي ها مولکول هاي گلوبوليني در خون هستند که قادر به حمله به عوامل مهاجم هستند. به اين نوع ايمني، ايمني هومورال يا ايمني سلول B گفته مي‌شود زيرا لنفوسيت هاي B آنتي بادي را مي‌سازند. نوع دوم ايمني اکتسابي از طريق ساخت تعداد زيادي لنفوسيت فعال به دست مي آيد که اختصاصا براي از بين بردن عوامل بيگانه طراحي شده اند. اين نوع از ايمني، ايمني با واسطه سلول يا ايمني سلول T ناميده مي‌شود زيرا لنفوسيت هاي فعال از نوع لنفوسيت T هستند.


ماهيت آنتي بادي ها
آنتي بادي ها گاماگلوبولين هايي هستند، که ايمنوگلوبولين نام دارند و وزن مولکولي آنها بين 160000 تا 970000 است. آنها معمولا حدود 20% از کل پروتئين هاي پلاسما را تشکيل مي دهند.
تمام ايمنو گلوبين ها از ترکيب زنجيره هاي پلي پپتيدي سبک و سنگين تشکيل شده اند به طوري که اکثر آنها مرکب از 2 زنجيره سبک و 2 زنجيره سنگين هستند. البته برخي از ايمنوگلوبولين ها مرکب از 10 زنجيره سبک و 10 زنجيره سنگين هستند و لذا ايمنوگلوبولين ها با وزن مولکولي بالا را مي سازند. به هر حال درتمام ايمنوگلوبولين ها يک زنجيره سبک به موازات هر زنجيره سنگين و در يک سر آن قرار گرفته است و يک جفت سبک- سنگين مي سازد. ضمنا در تمام مولکول هاي ايمنوگلوبولين حداقل 2 جفت و حداکثر 10 جفت سبک- سنگين وجود دارد.


اختصاصي بودن آنتي بادي ها
هر آنتي بادي مختص يک آنتي ژن معين است. علت اين امر آرايش ساختماني انحصاري اسيدهاي آمينه در بخش هاي متغير زنجيره هاي سبک و سنگين است. ساختمان اسيدهاي آمينه در مورد هر آنتي ژن خاص، شکل فضايي متفاوتي دارد، به طوري که زماني که آنتي ژن در تماس با آن قرار مي گيرد، گروه هاي فرعي آنتي ژن دقيقا بر گروه هاي فرعي آنتي بادي منطبق مي‌شوند و اجازه مي‌دهند آنتي بادي و آنتي ژن به سرعت به هم متصل شوند. گرچه اين پيوند از نوع کوالانسي نيست، ولي اگر آنتي بادي کاملا اختصاصي باشد، نواحي اتصال چنان زياد خواهند بود، که آنتي ژن و آنتي بادي با قدرت فوق العاده زياد به هم متصل باقي مي‌مانند. عوامل زير باعث اين پيوند مي‌شوند :

1) پيوند هيدروفوبي
2) پيوند هيدروژني
3) جاذبه هاي يوني
4) نيروهاي واندروالس
انواع آنتي بادي
نوع کلي آنتي بادي وجود دارد، که عبارتند از: IgM، IgG، IgA و IgE. Ig نمايانگر ايمنوگلوبولين است و 5 حرف لاتين جلوي Ig ها نمايانگر نوع آنتي بادي مربوطه است. IgG که يک آنتي بادي دو ظرفيتي است و حدود 75% از آنتي بادي هاي انسان طبيعي را تشکيل مي دهد، و IgE که درصد کمي از آنتي بادي ها را تشکيل مي دهد ولي نقش خاصي در آلرژي دارد. آنتي بادي نوع IgM نيز از اين جهت جالب است که بخش بزرگي از آنتي بادي هايي که در طي پاسخ اوليه ساخته مي شود از اين نوع است. آنتي بادي نوع IgM داراي 10 محل اتصال است و لذا اگرچه تعداد زيادي آنتي بادي IgM وجود ندارد، ولي تاثير آنها در محافظت از بدن در برابر مهاجمين فوق العاده زياد است.
مکانيسم هاي عمل آنتي بادي ها
آنتي بادي ها عمدتا به دو طريق از بدن در برابر عوامل مهاجم محافظت مي کنند :
1. حمله مستقيم به مهاجم
2. فعال کردن سيستم کمپلمان که خود آن راه هاي متعددي براي از بين بردن مهاجم دارد.

آلرژي و ازدياد حساسيت
يکي از اثرات جنبي مهم و نامطلوب ايمني آن است، که در برخي شرايط آلرژي يا ساير انواع ازدياد حساسيت ايمني پديد مي آيد. انواع متعدد آلرژي و ديگر موارد ازدياد حساسيت وجود دارد، که برخي از آنها تنها در کساني ايجاد مي شود، که زمينه خاص آلرژيک دارند.


آلرژي در شخص به اصطلاح آلرژيک با آنتي بادي زياد IgE
برخي از بيماران يک زمينه آلرژيک دارند. به اين گونه آلرژي ها آلرژي آتوپيک گفته مي‌شود، زيرا بر اثر پاسخ غير عادي دستگاه ايمني ايجاد مي شوند. زمينه آلرژيک به صورت ژنتيکي از والدين به فرزندان منتقل مي‌شود و مشخصه آن وجود مقدار زيادي آنتي بادي IgE است. به اين آنتي بادي ها رآژين (regains) يا آنتي بادي هاي حساس شده مي گويند تا آنها را از آنتي بادي هاي فراوان تر IgG متمايز سازند. به آنتي ژني که اختصاصا با نوع خاصي از آنتي بادي هاي رآژين IgE در بدن واکنش مي دهد آلرژن (allergen) مي گويند. زماني که يک آلرژن وارد بدن مي شود، يک واکنش آلرژن- رآژين اتفاق مي افتد و متعاقب آن واکنش آلرژيک بروز مي کند.
يکي از ويژگي هاي خاص آنتي بادي هاي IgE (رآژين ها) تمايل زياد آنها به اتصال به ماست سل ها و بازوفيل ها است. در واقع هر بازوفيل يا ماست سل مي تواند به قريب نيم ميليون مولکول آنتي بادي IgE متصل شود. سپس اگر يک آنتي ژن (آلرژن) که مناطق اتصال متعدد دارد، با چند آنتي بادي IgE متصل به يک ماست سل يا بازوفيل اتصال يابد، فورا تغييري در غشاي سلول ايجاد مي شود، که احتمالا ناشي از اين اثر ساده فيزيکي است که آنتي ژن آنتي بادي ها را به سوي هم مي کشاند. تعداد کمابيش زيادي ماست سل و بازوفيل پاره مي شود و بقيه آنها گرانول هاي خود را بدون پاره شدن آزاد مي کنند و مواد ديگري نيز ترشح مي کنند که از قبل در گرانول ها تعبيه نشده است. برخي از مواد متعددي که يا بلافاصله آزاد مي شوند يا پس از مدتي کوتاه ترشح مي‌گردند عبارتند از : هيستامين، ماده کند اثر آتافيلاکسي (که ترکيبي از چند لوکوتين سمي است) ماده کموتاکسي ائوزينوفيل ها، يک پرونتاز، يک ماده کموتاکسي نوتروفيل ها، هپارين و فاکتورهاي فعال کننده پلاکت. اين مواد باعث پديده هايي از قبيل اتساع موضعي عروق خوني، جذب ائوزينوفيل ها و نوتروفيل ها به سوي محل واکنش، آسيب بافت هاي موضعي به وسيله پروتئاز، افزايش نفوذپذيري مويرگ ها و ورود مايع به درون بافت ها و انقباض موضعي سلول هاي عضله صاف  مي شوند. بنابراين بسته به نوع بافتي که واکنش آلرژين- رآژين در آن اتفاق مي افتد، انواع مختلف پاسخ هاي غير طبيعي بافتي مي تواند بروز کند.

اصول روش ايمني بافتي شيميايي( (Immuno histo chemistry((IHC، به فرآيند قرارگيري پروتيين‌ها در بخشي از بافت آنتي‌بادي‌ها و به ويژه قرار گرفتن آنتي‌ژن‌ها در بافت‌هاي زيستي، بر مي‌گردد. ريشة اين اسم از كلمة «immuno» كه براي آنتي‌بادي‌ها در فرآيندهاي مختلف به كار مي‌رود و «histo» به معني بافت گرفته شده است. ايمني بافتي شيميايي به طور وسيع در تشخيص و درمان سرطان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. مولكول‌هاي خاص علامت‌گذاري شده، انواع سرطان را نشان مي‌دهد. ايمني بافتي شيميايي، همچنين در تحقيقات اوليه براي پي بردن ميزان پراكندگي و محل قرارگيري نشان‌هاي زيستي در بخش‌هاي متفاوت از بافت، مورد استفاده قرار مي‌گيرد. واكنش آنتي‌بادي - آنتي‌ژن‌ از چند طريق قابل بررسي است. در بسياري از موارد، يك آنتي‌بادي به يك آنزيم متصل شده،كه مي‌تواند يك واكنش فرآيند رنگي را كاتاليز كند.


انواع آنتي‌بادي‌هاي مورد استفاده
آنتي‌بادي‌هاي مورد استفاده براي تشخيص‌هاي ويژه مي‌تواند polyclonal ( چند دودماني: مشتق از سلول‌هاي مختلف) يا monoclonal ( تك دودماني: مشتق از يك سلول واحد) باشد.آنتي‌بادي پلي كلونال از طريق تزريق آنتي‌ژن‌هاي پپتد به حيوانات به دست مي‌آيد، بنابراين، آنتي‌بادي‌هاي پلي كلونال داراي مخلوطي از آنتي‌بادي‌هايي كه در چندين اپيتوپ (نوعي شاخص پادتني) شناخته شده‌اند، است. آنتي‌بادي‌ها به گروه‌هاي اوليه و ثانويه طبقه‌بندي مي‌شوند. آنتي‌بادي‌هاي اوليه آنتي‌ژن‌هاي‌ مخالف توليد مي‌كنند و labelگذاري نمي‌شوند. در حاليكه آنتي‌بادي‌هاي گروه ثانويه، بر خلاف آنتي‌بادي‌هاي اوليه فعاليت مي‌كنند. از اين رو، آنتي‌بادي‌هاي ثانويه به عنوان ايمونوگلوبولين شناخته مي‌شوند و به biotin يا يك آنزيم ناقل از قبيل آلكالين فسفات متصل مي‌شوند. ( ايمونوگلوبين: پروتئيني با منشا حيواني كه داراي فعاليت شناخته شده است و توسط پلاسموسيت ها و لنفوسيت ها سنتز مي شود و در سرم و ساير مايعات و بافت‌هاي بدن يافت مي‌شود. علامت اختصاري آن Ig است.)چندين آنتي‌بادي ثانويه به عامل‌هاي فلورسنت متصل مي‌شوند،كه مي‌توان از ميان آنها بهlexa - Fluor اشاره كرد،كه اغلب براي شناسايي پروتيين در فرآيند ايمني بافتي شيميايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در نهايت غلظت پروتيين با استفاده از روش دانسيتومتري اندازه‌گيري مي‌شود، و حجم باقي مانده با حجم پروتيين مورد نظر correlale مي‌شود.


آماده سازي نمونه ها
در طول فرآيند، بسته به نوع هدف و ضخامت آن، نمونه‌هاي آزمايشگاهي با قطر حدود  از نمونه بافت مورد نظر گرفته مي‌شود، براي بريدن اين قطعات معمولاً از ميكروتوم ( ابزاري براي بريدن برش هاي نازك جهت مطالعات ميكروسكوپي) استفاده مي‌شود.


ايمني بافتي شيميايي ( ICH)  مستقيم و غيرمستقيم
در روش رنگ آميزي ايمني بافتي شيميايي (IHC) مستقيم از يك آنتي بادي labelگذاري شده استفاده مي‌شود، كه به طور مستقيم به آنتي ژن رنگ آميزي شده متصل مي‌شود. دو استراتژي براي ثبت ايمني بافتي شيميايي  آنتي ژن ها در بافت وجود دارد. روش مستقيم و روش غيرمستقيم، كه در هر دو حالت بافت با استفاده از نوعي شوينده موسوم به Triton -100 دچار پارگي مي‌شود. روش مستقيم نوعي روش تك مرحله‌اي رنگ آميزي است و شامل يك آنتي بادي label گذاري شده است، كه به طور مستقيم با آنتي ژن موجود در بافت مورد نظر واكنش مي‌دهد. در اين تكنيك تنها از يك آنتي بادي استفاده مي‌شود و پروسه كاملا سريع و آسان انجام مي‌شود. اما ممكن است مسائلي از قبيل تقويت اندك سيگنال به وجود آيد، بنابراين بيشتر از روش‌هاي غير مستقيم استفاده مي‌شود.
در روش رنگ آميزي ايمني بافتي شيميايي غير مستقيم، از يك آنتي بادي بر عليه آنتي ژني كه در جستجوي آن هستند و از يك آنتي بادي label گذاري شده بر عليه آنتي بادي اوليه استفاده مي‌شود. روش غير مستقيم شامل يك آنتي بادي اوليه بدون label ( در لايه اول) است، كه با آنتي ژن بافت واكنش مي دهد و يك آنتي بادي ثانويه label گذاري شده ( در لايه دوم) كه با آنتي بادي اوليه واكنش مي دهد، است.آنتي بادي ثانويه بايد مخالف IgG حيواني باشد، كه آنتي بادي اوليه از آن گرفته شده است.) آنتي بادي لايه دوم را مي توان با كمك رنگ فلورسنست يا يك آنزيم label گذاري كرد.
روش غيرمستقيم، در كنار حساسيت بالا، مزيت ديگري نيز دارد، كه تنها تعداد اندكي از اتصالات استاندارد آنتي‌بادي‌هاي ثانويه كافي است. به عنوان مثال، آنتي‌بادي ثانويه نامگذاري شده، عليه IgG خرگوش، براي هر آنتي‌بادي اوليه بدست آمده خرگوش مناسب است.


ماركرهاي تشخيصي (IHC)
ايمني بافتي شيميايي‌ ، يك روش عالي تشخيصي است و مزاياي بسياري از جمله توانايي نمايش دقيق محل از پروتيين مورد نظر در بافت مورد آزمايش را دارد و محققان هستند، كه ميزان  پروتيين را در ساختارهاي خاصي از مغز مورد آزمايش قرار دهند. اما اشكال اصلي اين روش اين است، كه برخلاف immunoblotting كه ميزان رنگ‌آميزي را بر اساس وزن مولكول‌ها انجام مي‌دهد، در اين روش نمي توان نشان داد، كه رنگ آميزي متناظر با پروتئين مورد نظر است. به همين دليل، آنتي‌بادي‌هاي اوليه، بايد به طور مناسب ارزيابي شوند. اين روش معمولاً در پاتولوژي جراحي تشخيصي تومورها مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
همين مسئله باعث استفاده گسترده اين روش در علوم عصب شناسي شده است.


ايمونوفلوئورسانس
واكنش آنتي‌بادي‌ها  به طور گسترده‌اي تغيير پذير است. آنتي‌بادي‌هاي مونوكلونال و پلي‌كونال ضرورتاً با همان شكل اوليه آنتي‌ژن ماده تشكيل دهنده وارد واكنش نمي‌شوند. به خاطر وضوح پائين ساختاري ميكروسكوپ نوري، اهميت حفظ آنتي‌ژن‌ بودن ماده  تشكيل دهنده بيشتر مي‌شود.
انتخاب نوع تثبيت كننده‌ها به شرايط سلولي آنتي‌ژن‌ بستگي دارد. (قابل حل بودن، باند غشا، سيتواسكلتون).
اگر از روش ميكروسكوپي ايمونوالكترون استفاده شود، حفظ ساختار سلول‌ها عالي خواهد بود.
مراحل كلي اين روش عبارت است از:
- كشت سلول
- پروتكل‌هاي تثبيت
- پروتكل رنگ‌آميزي


كشت سلول
مراحل كشت به صورت زير انجام مي‌شود:
  قرار دادن شيشه‌هاي پوششي در مايع اسيد سولفوريك%50  به مدت يك ساعت، با استفاده از يك بوتة چيني
  شستن شيشه‌هاي پوششي با آب  به مدت 30 دقيقه
  شستن با
  قرار دادن شيشه‌هاي پوششي در مايع  به مدت يك ساعت و در حرارت اتاق (MW-70-60KD)
  شستن شيشه‌هاي پوششي و به مدت يك ساعت.
  شستن شيشه‌هاي پوششي 3 بار و هر بار مدت 5 دقيقه در
  شستن شيشه‌هاي پوششي در فيلترهاي كاغذي در محيط بدون گرد و خاك
  شيشه‌هاي پوششي در نهايت درون لامينار تحت نورU.V براي مدت حداقل 1 ساعت استريل مي‌شوند.


كشت سلول
  با قرار دادن در مايع تريپيسين، سلول  از سطح پلاستيكي جدا مي‌شوند.
  سلول‌هاي جدا شده تركيب مي‌شوند، تا به صورت معلق در بيايد و سپس به ظروف كشت با شيشه‌هاي پوششي انتقال داده مي شوند.
  سلول‌ها تا زمان نيمه انبوه شدن كشت داده مي شوند.


پروتكل‌هاي تثبيت
بسته به پايداري و امكان دستيابي به آنتي‌ژن پروتكل‌هاي تثبيت مختلفي را مي‌توان به كار بست.
1- تثبيت با متانول (براي اجزاي تشكيل دهنده سيتواسكتون): تثبيت با متانول روشي آسان است، كه به راحتي آنتي‌ژن‌هاي باند غشا را حل مي‌كند و از بين مي‌برد. با يك انحلال ساده پروتئين، متانول تنها حفظ ساختاري سطح پائين را فراهم مي‌كند.
2- تثبيت با فورمالدهيد (براي مواد تشكيل دهندة غشا)
انحلال FA حل 16 گرم فرمالدهيد در 80 ميلي‌ليتر . و با افزودن چند قطره  تا پليمرهاي پارا فورمالدهيد را تجزيه كند. بايد PH را در حدود 7 تنظيم و با كاغذ PH امتحان كرد. سپس بايد به اندازه اي سرد شود، كه به دماي اتاق برسد.
3- تثبيت پارا فورمالدهيد / گلوتورالدهيد (روش انتخاب براي علامت گذاري دو تايي باند غشا و آنتي‌ژن‌هاي سيتواسكتون)
4- تثبيت EGS (اتيلن گليكول - بيس - سوسينميدايل - سوسينيت)
5- تثبيت سيتواسكتون: اگر اجزا تشكيل دهنده سيتواسكتون دلخواه باشد، سلول را مي‌توان قبل از تثبيت استخراج شود.


ميكروسكوپي ايمونوفلوئورسانس
آنتي‌بادي‌ها به طور پايداري به آنتي‌ژن‌هاي مربوطه خود مي‌چسبند. اين مولكول‌ها به دليل كاربرد وسيع در تشخيص مولكول‌هاي خاص در سلول‌ها، بافت‌ها و مايعات بيولوژيك، بسيار با ارزش هستند. به طور مثال از مولكول‌هاي آنتي‌بادي، براي قرار دادن مولكول‌هاي هدف دقيقاً در قسمت‌هايي از بافت، استفاده مي‌شود كه اين كار به كمك تكنيك‌هاي مختلف نشانه‌گذاري يا به عبارتي labeling انجام مي‌شود. مي‌توان مستقيما از خود آنتي‌بادي يا  آنتي مونوگلوبين استفاده، تا بتوان آنها را با رنگ فلوئور سانس مشخص كرد، اين روش ميكروسكوپي فلوئورسانس ناميده مي‌شود. مانند تمام تكنيك‌هاي سرولوژيكي، آنتي‌بادي به طور ثابت و پايداري به آنتي‌ژن خود مي‌چسبد و سبب مي‌شود، كه آنتي‌بادي آزاد از بين برود.
به هر حال بعضي از آنتي‌بادي‌ها به پروتئين‌ها مي‌چسبند، حتي اگر غيرطبيعي نيز باشند، چنين آنتي‌بادي‌هايي به سطح هموار قسمتي از بافت متصل مي‌شوند.
 ميكروسكوپي فلوئورسانس نتايجي با وضوح بسيار بالا را فراهم مي كند، بدون آن كه نيازي به آماده سازي نمونه‌هاي پيچيده داشته باشد.
وضوح ميكروسكوپ هم كانون مي‌تواند با استفاده از نورهايي كه  شدت كمي دارند افزايش يابد.
کمولومینسنس، پرتو افكني در آزمايشگاه
واژه کمولومینسنس  (که به صورت کمولومینسنس نیز در منابع آمده است)، به مفهوم تابش نور بدون تابش گرما در پی یک واکنش شیمیایی است. به عبارت دیگر، اگر در اثر انجام یک واکنش شیمیایی انرژی به صورت تشعشعات الکترومغناطیسی مانند نور ساطع شده و حرارت به همراه نداشته باشد، فرآیند اتفاق افتاده است. برای درک بهتر این مطلب، به ذکر یک مثال می پردازیم.
در یک واکنش کمولومینسنس اگر نتیجه واکنش دو ماده A و  B، تولید ماده برانگیخته اولیه  X باشد، محصولات این واکنش پس از آزاد شدن نور به دست می آیند. یعنی:
نور + [محصولات نهایی واکنش] [A] + [B]     [X]    

  X نوعی محصول واسطه است، که به علت برانگیخته بودن، انرژی خود را به صورت نور ساطع کرده و با تنزل به رده های پایین تر انرژی، به تولید محصول نهایی می انجامد.
در اثر افت انرژی محصول برانگیخته اولیه، نور تولید می شود. نور ساطع شده ممکن است، در یکی از محدوده‌های فرابنفش، مرئی یا مادون قرمز باشد. اما معمولا این نورها در محدوده مرئی قرار می‌گیرند،که علاوه بر جالب  بودن، پرکاربردتر هم هستند.
واکنش های لومینسنس (نورزا) در سه گروه اصلی زیر طبقه بندی می شوند:
1. واکنش هایی که در آنها از مواد شیمیایی کارخانه ای(synthetic) استفاده می شود و معمولا از موادی تشکیل شده‌اند، که میزان اکسیژن در آنها بسیار بالا است، ( مانند Proxide ) و واکنش‌های کمولومینسنس  ناميده می‌شوند.
2. واکنش هایی که در بدن یک ارگانیسم زنده به تولید نور می‌انجامند (مانند کرم شب تاب یا نوعی عروس دریایی) ، واکنش های bioluminescence نام دارند.
3. واکنش هایی که در اثر استفاده از جریان الکتریکی به تولید نور می انجامند، الكترولومينسنس  ناميده می‌شوند.
علت جذابیت کمولومینسنس به عنوان یک ابزار تحلیلی ، سادگی ردیابی آن است. به دلیل اینکه یک واکنش کمولومینسنس، طبق تعریف، خود یک منبع نوری به شمار می‌رود، کافی است روش ارزیابی و ابزارهای به کار رفته در آن فقط به تکنیکی برای ردیابی نور و ثبت نتایج مجهز باشد.
ابزارهای اندازه گیری شدت کمولومینسنس در یک واکنش شیمیایی، لومینومترها (luminometers) هستند.اجزای لومیناتورها شامل یک بخش عایق در برابر ورود و خروج نور به منظور نگهداری نمونه، و نوعی آشکارساز نوری(photodetector) است. در ساده ترین حالت، یک فیلم رادیولوژی برای آشکارسازی ابتدایی قابل استفاده است.
کمولومینسنس دارای دو مزیت ذاتی است:
1. اکثز نمونه ها هیچ سیگنال پس زمینه ای (background) ندارند. یعنی در صورت عدم شرکت در واکنش از خود نوری ساطع نمی کنند. بنابراین هیچ سیگنال نویزی باعث محدود شدن حساسیت اندازه گیری نمی شود.
2. اندازه گیری به روش کمولومینسنس بر اساس مقایسه انجام نمی شود، (برخلاف روش های فلورسنس و جذبی).
برای دستیابی به حداکثر حساسیت باید طیف پاسخ دستگاه ردیاب تا حد امکان نزدیک به طیف نوری کمولومینسنس انتخاب شود. تیوب های فووتومولتی پلایر که در اکثر لومیناتورها یافت می شوند به نور آبی پاسخ می دهند و کمترین حساسیت را نسبت به بخش قرمز طیف نور دارند. درحالیکه دتکتورهای Solid State به نور قرمز حساسند.فیلم های رادیولوژی به طیف نور ماوراء بنفش تا آبی واکنش نشان می دهند.


کاربردهای کمولومینسنس
• آنالیز گاز برای تشخیص مقادیر جزئی ناخالصی ها و سموم در هوا.
• آنالیز گونه های غیر زنده در آب.
• آنالیز گونه های زنده، نظیز آنزیم ها در مواقعی که خود ماده مستقیما در واکنش کمولومینسنس شرکت نمی کند، ولی محصول آن از خود نور ساطع می کند.
• ردیابی مقدار بیومولکول ها در سیستم های ارزیابی نظیرELISA.


کمولومینسنس در ELISA
ELISA که مخفف عبارت Enzyme-Linked ImmunoSorbent Assay است،  تکنیکي بیوشیمیایی است، که بیشتر در ایمنی شناسی کاربرد دارد. ELISA برای ردیابی وجود آنتی بادی یا آنتی ژن در یک نمونه به کار می رود.  به این مفهوم که اگر مقداری آنتی ژن به یک سطح چسبیده باشد، ابتدا آن را با نوعی آنتی بادی مخصوص شستشو می‌دهند. این آنتی بادی به آنزیمی متصل است، که در صورت فعال شدن از خود نور ساطع می‌کند. شدت تابش نور به عنوان مقیاسی برای سنجش میزان آنتی ژن در نمونه مورد نظر به کار می‌رود. به همین ترتیب می‌توان از تکنیک ELISA برای سنجش میزان آنتی بادی در یک نمونه استفاده کرد. بنابراین ELISA روش مناسبی برای تعیین غلظت آنتی بادی در سرم‌ها است.


روش ELISA
ELISA يك تكنيك زيست شيميايي است، كه در ايمني شناسي به منظور تعيين وجود آنتي بادي يا آنتي ژن در يك نمونه به كار گرفته مي‌رود. كاربرد اين تكنيك در پزشكي و آسيب شناسي به عنوان يك ابزار تشخيصي همانند به كارگيري كنترل كيفيت در صنعت است. ايمني شناسي علمي است، كه با سيستم ايمني بدن  در ارتباط است. اولين پاسخ ايمني توليد و ترشح آنتي‌بادي‌هايي است، كه توسط لنفوسيت‌هاي خاص (سلول‌هاي B) توليد مي‌شود. آنتي‌بادي در حقيقت پاسخ سيستم ايمني بدن در مقابل آنتي‌ژن است، كه عموماً درخون و لنف گردش كرده تا به آنتي‌ژن متصل شوند. آنتي‌ژن‌ها، مواد خارجي هستند، كه به صورت تخصص يافته با آنتي‌بادي‌ها و لنفوسيت‌ها متصل مي‌شوند. تركيب آنتي‌‌ژن - آنتي‌بادي توسط ماكروفاژها از سيستم گردش خون خارج مي‌شود. آنتي‌بادي‌ها از لحاظ ساختاري و عملكرد طبقه‌بندي مي‌شوند. در اغلب آزمون‌هاي ايمن شناسي و كيت‌هاي تشخيصي از مولكول‌هاي Gg‌‌‌‌‌‌I استفاده مي‌شود، كه هر يك داراي دو اتصال آنتي‌ژن مشابه هستند.به اين معنا كه هر آنتي‌بادي مي‌تواند به دو مولكول آنتي‌ژن متصل شود. آنتي‌بادي‌ها در آزمايشگاه‌هاي تحقيقاتي و در پزشكي به عنوان تست‌هاي تشخيصي مانند تست HIV و تست حاملگي استفاده مي‌شوند.


مراحل كار
1- يك نمونه از آنتي‌ژن مشخص روي سطح قرار داده مي شود، به طوري كه روي سطح ثابت شده و حركت نكند. غلظت آنتي‌ژن‌هاي معلوم يك منحني استاندارد را نتيجه مي‌دهد، كه جهت محاسبه غلظت آنتي‌ژن نمونه‌هاي نامعلوم از آن استفاده مي‌شود. واكنش‌هاي مربوطه معمولاً در سطوح شفاف نرماليزه شده microtiter كه معمولاً از جنس پلي استيرن يا پلي كلريد است، انجام مي‌شود.
2- سطح مورد نظر با نمونه سرم حاوي آنتي‌ژن‌هاي نامعلوم (كه مشابه بافر مورد استفاده در استانداردهاي آنتي‌ژن رقيق شده است) ‌پوشانده مي شود.
3- محلول غليظ شده پروتئين non-interacting مانند آلبومين سرم گاوي (BSA) يا كازئين به تمام سطح اضافه مي‌شود. در اين مرحله، پروتئين‌هاي سرم، مانع جذب ديگر پروتئين‌هاي تخصص نيافته به سطح مي‌شود.
4- سطح با آنتي‌بادي‌هاي شناساگر اختصاص يافته به آنتي‌ژن‌هاي مورد نظر شسته مي‌شود. اين آنتي‌بادي‌ها فقط به آنتي‌ژن‌هاي روي سطح متصل مي‌شوند. (نه با پروتئين‌هاي سرم و نه با پروتئين‌هاي block كننده)
5- به منظور از بين بردن آنتي‌بادي‌هاي شناساگر متصل نشده سطح شسته مي‌شود، به اين ترتيب فقط تركيبات آنتي‌ژن - آنتي‌بادي در سطح باقي مي‌ماند.
6- آنتي‌بادي‌هاي ثانويه (كه به آنتي‌بادي‌هاي شناساگر باقي مانده باند مي‌شوند) به سطح اضافه شده و با آنزيم اختصاص يافته خود جفت مي‌شوند. اين مرحله را در صورتيكه آنتي‌بادي‌هاي شناساگر به يك آنزيم جفت شود، مي‌توان حذف كرد.
7- به علت شستشوي سطح  تركيبات آنتي‌بادي - آنزيم بدون اتصال، از بين مي‌روند.
8- نتايج حاصله با استفاده از يك طيف‌سنج يا ابزارهاي نوري يا الكتروشيميايي آناليز مي‌شود.
اين تكنيك در حالت‌هاي مختلفي بسته به شرايط قابل اجرا است، به عنوان مثال تكنيك ELISA  غيرمستقيم، امكان تقويت سيگنال را فراهم ساخته و حساسيت بالايي داشته و نسبت به ساير روش‌ها از بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد و تكنيك رقابتي (Competitive Elisa) كه از اين تكنيك زماني استفاده مي شود، كه عوامل رقابتي به صورت هم زمان وارد عمل مي‌شوند.

 

منابع و مراجع:


www.wikipedia.com
www.3rd1000.com/labs/lumine.htm
http://chemistry.about.com/library/weekly/aa031703a.htm
www.lumigen.com/documents/cl_measure.shtml


منبع : http://medicblog.blogfa.com/post-1543.aspx
تاریخ انتشار : شنبه 24 اسفند1387